به نام نورتاریکی

لحظاتی است که خسته شدم از این بالا وپایین شدن زندگی واحساساتم.گاهی خیلی خوبم و شادم و پرامید ولی بعضی وقتها از این همه سختی وتلاش وتحمل خسته می شم.

آخه مگه تغییر حال آدم وسختی هم اینهمه می شود.فکر می کردم خیلی راحت به اهدافم می رسم.نمی دونستم اینهمه سختی دارد:

....که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها

فکر نمی کنم زندگی دیگران هم اینهمه پیچیدگی داشته باشه. شاید من مشکلی دارم.شاید راه من خیلی سخته.نمی دونم ولی می دونم وته قلبم گواهی میده که دنیا وکائنات هیچ عیبی ندارن وخدا وزندگی خیلی قشنگه.

اینم میگذره مهم نیست.هرچه آسمون تاریکترباشه ماه بیشترجلوه نمایی می کنه.می دونم حالم هی بهتر میشه .همیشه همینطوره.آره ما داریم رشد می کنیم وهمه اینها طبیعی است ولحظات خوشی در راه است.

صورت ماه به من می گوید:به گمانم فرداروز خوبی باشد.


 

نوشته شده توسط مهدی در چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386 ساعت 11:56 موضوع | لینک ثابت