اميد برخاسته از احساسي است كه به ادراك درمييابي : تو همخانه با خدايي هستي كه در زمين خداست و در آسمانها خداست و او به هر كار تواناست .
عشق تو، با اميد جان ميگيرد . جاري باش، در بستر رؤياي دريايي كه قطرهوار با هر قدم لحظههايت به او نزديكتر ميشوي اگر لحظهاي ترديد داري كه تو از آن او و به سوي او در حركت هستي يا نه، خودت را بنگر كه در ذات، همچون اويي. از جنس حركت .
اميد تو در دست توست، تشنهاش مگذار، او را سيراب كن از جوهره ناب ناب خود، نهايت در تو و با عشق تو جاري ميشود.
با خداوند گفتم اي ...
گفت: روزگاري را با هم زيستيم در آسمان، تو به خاك آمدي تا صفير نداي عشق باشي همان عشقي كه ما را يكي ساخت. شاهراه بين من و تو اميد است . به خاطرعشقمان اميدوار باش .
من تنها با تو ميزيم تو در دنياي من و در ذهن ابديت يگانهاي. تو را با هستي نغمه نغمه ميسرايم . گاه زير، گاه بم، تو را طرح ميزنم گاه سياه، گاه سفيد تو هماني كه ميانديشم. در ذهن من و در ابديت من خستگي نيست، فرصت از دست رفته نيست، اميد است و اميد و ... و تنها راه، همان راهيست كه طي كردنش برايت پيامآور تمام آن چيزيست كه آرزويش را داري. من تو را ميخواهم، آيا تو مرا ميخواهي؟
پس بيا به سوي من، تا بسازنم با تو آنگونه كه در رؤياهايت ميبيني.
آن رؤياي تو فرستاده من است و راه تو به سوي من .
راه روشن است بيا، هيچ كس را نميتوان بيقدر انگاشت كه همه در حضور من حاضر خواهند شد، پس تو هرگونه و هرجا كه هستي بيا آگر بيايي جشن ميگيرم، و اگر نيايي بارها و بارها، تا آخرين نفست و تا آخرين ضربان قلب كوچكت، خواهم گفت بيا . .. .
آمدم! با شوقي كه در دلم كاشتي به سان آتشي كه هر دم از آن نور ميگرفتم براي ادامه راهي نهچندان دراز و نه چندان تاريك .منم لبيكگويان به مقام كبريايي تو اي كريم . تا صبح وصل تو دمي بيش نميبينم. آري! آري! گويي گرماي تشعشع وصل تو را بر پوست احساسم ادراك ميكنم. ميگويم ميگويم حال با تو چه گويم چه بگويم، سلام سلام! حال كه تو را دارم ... .
میثم
نوشته شده توسط مهدی در پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1385 ساعت 14:12 موضوع | لینک ثابت
بسم الله الرحمن الرحیم
به نام خداوند امید دهنده و رهایی بخش
به نام خداوند مدد دهنده و روشنی بخش
به نام خداوندی که زیباست و زیبایی را دوست دارد
به نام خدایی که به همه قولهایش عمل می کند
به نام خدایی که به یقین بیشتر از ما ما را دوست دارد
خدایی که اگر به او اعتماد کنیم هیچوقت پشیمان نمی شویم
خدایی که وقتی اسمش را می شنویم حس غریب و بی انتهایی تمام وجودمان را در بر می گیرد
حس بودن و اگر فاصله ای را پیموده باشیم حس عاشق بودن
نوشته شده توسط مهدی در جمعه یکم اردیبهشت 1385 ساعت 12:11 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

فهرست اصلی
دوستان
آواي اميد(سميه)
موفقيت(آرش)
روانشناسي موفقيت(فاطمه)
موفقيت(success)
تفكرمثبت(حامد)
رازشادزيستن(فرهاد)
من مي توانم(مهديه)
نيلا دختري از آسمان
يكي از رهگذران آسمان
به نام خدا (ندا)
هواي تازه بدون رتگ كهنگي(آناهيتا)
نوشته های پیشین
هفته اوّل بهمن 1386
هفته دوم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته چهارم تیر 1385
هفته چهارم اردیبهشت 1385
هفته دوم اردیبهشت 1385
هفته اوّل اردیبهشت 1385
هفته چهارم فروردین 1385
طراح قالب
POWERED BY